مرتضى مطهرى

424

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصلًا فحش را كنار بگذاريد . در نهج البلاغه است : در جنگ صفّين اميرالمؤمنين ديدند كه اصحابشان به معاويه و اصحاب معاويه و شايد به بالاتر فحش مىدهند . فرمود : انّى اكْرَهُ لَكُمْ انْ تَكونوا سَبّابينَ « 1 » من خوش ندارم كه شما فحّاش و سبّاب باشيد ، بلكه برعكس حرف خوب بزنيد ، سخنتان دعا باشد ، بگوييد : خدايا ! ميان ما و اين دشمنانمان اصلاح كن ، آنها را به راه خير هدايت كن . قرآن مىفرمايد : وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ . بعد مىگويد : كَذلِكَ ( مثل اينكه اين را به عنوان يك روحيهء كلى از اين مردم تشخيص مىدهد ) ، كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ « 2 » اينچنين براى هر امتى كارشان را در احساسشان زيبا قرار مىدهيم . حال چرا اين را به خدا نسبت داده يا نداده ، داستان ديگرى است . ولى اساس مطلب اين است كه هر امتى عمل خودش را زيبا احساس مىكند . هر امتى اصلًا احساس و دركشان دربارهء نوع كارى كه آن را پسنديده‌اند ، با احساس و درك يك امت ديگر فرق مىكند . كارى را كه اگر به يك امت ديگر عرضه بدارى آن را زشت مىداند ، اين امت آن را زيبا مىداند . اين خودش دليل بر آن است كه گاهى يك امت داراى نوعى احساس و درك مىشود كه يك امت ديگر ندارد . آيهء ديگر كه آن هم خيلى عجيب است ، در سورهء جاثيه است . صريح آيهء قرآن است كه در قيامت به انسان كتابى عرضه مىشود كه در اصطلاح مذهبى شايع امروز ما « نامهء اعمال » مىگويند . به‌طور كلى قرآن دائماً اين مطلب را تكرار مىكند و صرف اين را نمىگويد كه هرچه شما مىكنيد ما مىدانيم ، بلكه مىگويد هرچه هر فرد بشر انجام مىدهد در كتابى ثبت مىشود و هيچ كار كوچك يا بزرگى نيست مگر اينكه در آن كتاب ثبت مىشود و وقتى انسان در قيامت محشور مىگردد و آن كتاب را به او عرضه مىدارند ، حيرت مىكند و مىگويد : ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها « 3 » . تا اين مقدارش هيچ شك و ترديدى در آن نيست . حال ، آن كتاب چگونه كتابى است ؟ آيا واقعاً كتابى

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 204 ( 2 ) انعام / 108 ( 3 ) كهف / 49